برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی
اولین روزی تعطیلی که رفتم پیشش .
_____
بی ربط : ایکس بزرگ رفته خونه دختر خواهرش یه دستگاه بادکش خونگی کرده تو پاچش :)))
الان هم لیوانش اطراف شکمم ِ :)))
چقدر خندیدیم :))) از دست ژست گرفتنای ایکس بزرگ
برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی
از 7صبح تا 7 شب سر کار بودم . حدود 7:30 بود گفتم بذار برم یه سر بهش بزنم انقدر نگه حتما بهم سر بزن . بااین که می دونستم سرش شلوغه با اینکه می دونستم خودم کوبیده ام ...اما رفتم ....لعنت به من .... لعنت به من ....
رفتم چی شد ؟؟؟
اگر از کسی دور باشی و دلتنگش بشی بهتر از اینه که پیشش باشی تصوراتتو خراب کنه ....
برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی